تبلیغات
ایی دل
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

**** ************** سوره قرآن ************ مهدویت امام زمان (عج)

دلم به حال دلم سوخت

ز هرکسی گرفتم سراغ خانه تو...

ز من گرفت نشان از تو و  نشانه تو..

یوسف گمشده فاطمه

به هرکی گفتم خونه مولی کجاست

یه جوابی داد شرمنده شدم

گفت تو میگی من غلام مهدی ام اون وقت آدرس خونه مهدی رو نداری

ز هر کسی که گرفتم سراغ خانه تو

ز من گرفت نشان از تو و نشانه تو

نگار من ...سید من...

بگو که ز که بگیرم سراغ خانه تو...

دلم به حال دلم سوخت...

بسکه هر شب و روز

گرفت این دل غرق به خون

بهانه تو...

آقا جان بگو جواب دلم چی بدم

هر دم ازم سوال میکنه

هر دم ازم جوب میخواهد

حرف دلم اینه

نوکر رخ ارباب نبیند سخت است

شب گر رخ مهتاب نبیند سخت است

لب تشنه اگر اب نبیند سخت است

.....................................



پنجشنبه 7 تیر 1397-08:13 ب.ظ
نظرات() 

نشد...



باید نفس بکشم تو هوای خودم

باید که سر بذارم روی شونه های خودم

باید که گریه کنم واسه عزای خودم

شبونه گل ببرم خودم برای خودم

نشد نشد که بیام

بازم به دیدن تو

نشد نفس بکشم نفس کشیدن تو

روزای تار من شبای روشن تو

چقدر غریبه شدی من من من تو

هنوز رویای تو دنبال من

هنوز زخمای تو رو بال من

هنوز از خواب خوشت میپرم هر شب

ببین تقدیر من بی خبرو ببین

طوفانی چشمای تر و ببین

تو دوری و تنهاترم هر شب

باید نفس بکشم تو هوای خودم

باید که سر بذارم روی شونه های خودم

باید که گریه کنم واسه عزای خودم

شبونه گل ببرم خودم برای خودم

کسی فکر پریشونی من نیست

کسی تو شب بارونی من نیست

دیگه وقت پیشمونی من نیست

انگار تو قلبم همه دلخواه تو بوده

هنوز قلب من همراه تو بوده

هنوز پشت سرم اه تو بوده انگار

نشد نشد که بیام

بازم به دیدن تو

ببین تقدیر من بی خبرو ببین

طوفانی چشمای تر و ببین

تو دوری و تنهاترم هر شب

باید نفس بکشم تو هوای خودم

باید که سر بذارم روی شونه های خودم

باید که گریه کنم واسه عزای خودم

شبونه گل ببرم خودم برای خودم

نشد نفس بکشم نفس کشیدن تو

روزای تار من شبای روشن تو

چقدر غریبه شدی من من من تو










دانلود آهنگ جدید


شنبه 2 تیر 1397-01:09 ق.ظ
نظرات() 

چگونه از خیالت بگذرم....

برگرد...

عاشقترین همدرد

آخر چگونه از خیالت بگذرم

برگرد و غمگینم مکن

شبها

ای آخرین رویا

من بی تو از رویا خود تنها ترم

تنها تر از اینم مکن

مرا بگیر و آتشم بزن و

جان بده به من و در سپیده جان روشن باش

مرا ببین ای که بی تو منم

بی تو میشکنم ای تمام جهان

با من باش

شمع توام تو ببین

در اشک من بنشین

ای روشنایه جهان

رو سویه سایه مکن

بی من مرا بسفر

از گریه ام مگذار

ای بی تو من نگران

از من گلایه مکن

مرا بگیر آتشم بزن

جان بده به من

در سپیده جان روشن باش

مرا ببین ای بی که بی تومنم

بی تو میشکنم

ای تمام جهان

بامن باش...



سه شنبه 23 آبان 1396-10:17 ب.ظ
نظرات() 

مزدوج شدنم...

توضیحی در مورد ازدواجم ندارم....
اما گاهی وقتی با یک نفر میخواهی ارتباط برقرار کنی قبلش به یک نفر دیگ احتیاج داری که راهنماییت کنه،
یا اگ دلت  گرف و روت نشد بگی بری به کسی که دردلت قراره بشنوه بگی....من اون یک نفر رو ندارم ...


https://hammihan.com/users/users2015/status/thumbs/thumb_HamMihan-201520967215277042301468505306.837.jpg


یکشنبه 26 شهریور 1396-09:47 ب.ظ
نظرات() 

Moharam96

و
http://hw8.asset.lenzor.com/lp/15565224-4172-l.jpg

کاش میشد بنویسم که حلالم بکنید

 ننویسم رفقا فکر به حالم بکنید

کاش آن روز که روزی مرا میدادند

بیشتر تذکره کرببلا میدادند

 همه رفتند و من از هجر تو هق هق کردم

 به خدا حضرت ارباب ز غم دق کردم

.پ.ن؛کـــــربـــــلایی شدنم دســــــت شماســـــت

اقـــــا جـــــان پـــــاس و ویــــزا و گـــــذر .

 بــــــــــازی بـــــین الملـــــلی ســـــت




پنجشنبه 2 شهریور 1396-06:29 ب.ظ
نظرات() 

کجا...

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست 


منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست


شب تـار است و ره وادی ایمـــن در پیش


آتش طــور کـــجا موعــــد دیــدار کــــجاست


هــر کــــه آمـــد به جهان نقش خرابـــــی دارد


در خـــرابات بگــــویید کــــه هشیـــار کـــجاست


آن کــــس است اهـــل بشارت کــــــه اشارت داند


نکــــته‌ها هست بســـی محـــرم اســـرار کــجاست


هـــــر ســــر مـــوی مــــرا بـا تـــو هـــزاران کــــار است

 

   مـــا کـــجاییـــم و مـــلامـــت گـــر بـــی‌کـــار کـــجاست…



دوشنبه 30 مرداد 1396-10:12 ق.ظ
نظرات() 

دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد...

دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد

به زیر آن درختی رو که او گل های تر دارد

در این بازار عطاران مرو هر سو چو بی کاران

به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد

ترازو گر نداری پس تو را زو رهزند هر کس

یکی قلبی بیاراید تو پنداری که زر دارد

تو را بر در نشاند او به طراری که می آید

تو منشین منتظر بر در که آن خانه دو در دارد

به هر دیگی که می جوشد میاور کاسه و منشین

که هر دیگی که می جوشد درون چیزی دگر دارد

نه هر کلکی شکر دارد نه هر زیری زبر دارد

نه هر چشمی نظر دارد نه هر بحری گهر دارد

بنال ای بلبل دستان ازیرا ناله مستان

میان صخره و خارا اثر دارد اثر دارد

بنه سر گر نمی گنجی که اندر چشمه سوزن

اگر رشته نمی گنجد از آن باشد که سر دارد

چراغست این دل بیدار به زیر دامنش می دار

از این باد و هوا بگذر هوایش شور و شر دارد

چو تو از باد بگذشتی مقیم چشمه ای گشتی

حریف همدمی گشتی که آبی بر جگر دارد

چو آبت بر جگر باشد درخت سبز را مانی

که میوه نو دهد دایم درون دل سفر دارد


پنجشنبه 15 تیر 1396-10:30 ب.ظ
نظرات() 

کاکتوس

کاکتوس گیاهی هست که همیشه تو سختی های صحرا ،گرمای شدید،بی آبی و....دووم میاره ،و موقع نیاز.. درونش پر آبه ،و دورش خار خشک داره این خار ها برای اینه که بیشترین اب رو نگه داره و بیرونش پر خار خشک اما داخل کاکتوس پر از طراوت (البته تعبیر منه)...اگ حتی خیلی زمان زیادی اب بهشون نرسه بازم سبز هستن

چه گیاه خوبیه ،منو یاده آدما صبور میندازه که در بیشتر سختی ها واقعا دووم میارن،ا خارهایی دارن از جنس خودشون که نسبت به اشیاء افکار انسان های منفی واکنش منفی و تیزی نشون میدن و از درون صبور و مهربونشون محافظ میکنن ،حتی اگ هیچ لطف مهربونی بهشون نرسه بازم سبز و مهربونن....چقدر کارشون قشنگه...

اما .....خدا نیاره روزی که یک کاکتوس خشک بشه....



یکشنبه 21 خرداد 1396-10:11 ب.ظ
نظرات() 

ای دریغا

 

می تراود مهتاب

می درخشد شب تاب

نیست یک دم شکند خواب به چشم کس و لیک

غم این خفته ی چند

خواب در چشم ترم می شکند

نگران با من استاده سحر

  صبح می خواهد از من

کز مبارک دم او آورم این قوم به جان باخته را

بلکه خبر

  در جگر لیکن خاری

    از ره این سفرم می شکند

نازک آرای تن ساقه گلی

       که به جانش کشتم

و به جان دادمش آب

ای دریغا به برم می شکند.

دست ها می سایم

      تا دری بگشایم

            بر عبث می پایم

                  که به در کس آید

                     در و دیوار به هم ریخته شان

                                  بر سرم می شکند.




دوشنبه 8 خرداد 1396-04:51 ب.ظ
نظرات() 

worry ends



دوشنبه 28 فروردین 1396-06:32 ب.ظ
نظرات() 

نگرانی پایان می یابد

..

WORRY ENDS
«نگرانی پایان می یابد»

 

Don’t be saddened by what you see
از آنچه می بینی غمگین مباش

 

By all the lies and treachery
از تمام دروغ ها و خیانتها

 

Life is cruel but don’t worry
زندگی بی رحم است اما نگران نباش

 

In your heart lies the key
در قلب تو کلیدی نهفته است

 

To unwind all the secrets
برای گشودن تمام اسراری…

 

Of this life we see
که در این زندگی می بینیم

 

When you feel you’ve lost it all
وقتی احساس می کنی همه چیز را از دست داده ای

 

When you don’t know who’s your friend or foe
وقتی نمی دانی دوست و دشمن تو کیست

 

You wonder why you’re so alone
با خود می پرسی، چرا اینقدر تنهایی

 

Worry ends when faith begins
نگرانی پایان می یابد هنگامی که ایمان آغاز می شود

 

Don’t be sad by what you see
از آنچه می بینی ناراحت مباش

 

It’s true life has its miseries
درست است که زندگی سختی های خود را دارد

 

But one thing’s always worked for me
اما یک چیز همیشه در مورد من کار ساز بوده است

 

Worry ends when faith begins
نگرانی پایان می یابد هنگامی که ایمان آغاز می شود

 

Don’t be saddened by what you see
از آنچه می بینی غمگین مباش

 

I know life can be crazy
می دانم که زندگی می تواند دیوانه وار باشد

 

A showcase of hypocrisy
ویترینی از دورویی ( ریا )…

 

In the form of piety
در ظاهرِ تقوا

 

It’s just one big mystery
تنها یک راز بزرگ وجود دارد

 

For you and me
برای تو و من

 

I found my peace deep within
من آرامش خود را در اعماق درونم یافتم

 

Calling inside
که از درون صدا می زند…

 

Follow what you feel is right
آنچه را احساس می کنی درست است دنبال کن

 

So trust your heart go ahead
پس به قلبت اعتماد کن و پیش برو

 

Don’t lose sight
بصیرت خود را از دست مده

 

Follow that voice deep inside
از صدای اعماق درونت پیروی کن

 

When you feel you’ve lost it all
وقتی احساس می کنی همه چیز را از دست داده ای

 

When you don’t know who’s your friend or foe
وقتی نمی دانی دوست و دشمن تو کیست

 

You wonder what you’re so alone
با خود می پرسی، چرا اینقدر تنهایی

 

Worry ends when faith begins
نگرانی پایان می یابد هنگامی که ایمان آغاز می شود

 

Don’t be sad by what you see
از آنچه می بینی غمگین مباش

 

It’s true life has it’s miseries
درست است که زندگی سختی های خود را دارد

 

But one thing’s always worked for me
اما یک چیز همیشه در مورد من کار ساز بوده است

 

Worry ends when faith begins
نگرانی پایان می یابد هنگامی که ایمان آغاز می شود

 

If you’re weak it’s not a crime
اگر تو ضعیف هستی این جرم نیست

 

Don’t you know it’s blessing in disguise
آیا نمی دانی که این نعمتی پنهان است

 

To know who’s honest and who spread lies
تا بدانی که چه کسی صادق است و چه کسی دروغگو

 

Worry ends when faith begins
نگرانی پایان می یابد هنگامی که ایمان آغاز می شود

 

Don’t be sad by what you see
از آنچه می بینی غمگین مباش

 

It’s true life has it’s miseries
درست است که زندگی سختی های خود را دارد

 

But one thing’s always worked for me
اما یک چیز همیشه در مورد من کار ساز بوده

 

Worry ends when faith begins
نگرانی پایان می یابد هنگامی که ایمان آغاز می شود



دوشنبه 28 فروردین 1396-06:29 ب.ظ
نظرات() 

you.



دوشنبه 28 فروردین 1396-05:50 ب.ظ
نظرات() 

you


متن آهنگ تو – You سامی یوسف

I am what I am, because You made

اگر من این [انسانی] هستم که هستم، به خاطر این است که تو [مرا] ساخته ای

I have what I have, because You gave

اگر من آنچه را دارم، دارم؛ به خاطر این است که تو [آنها را به من] داده ای

My love is strong because
عشق من مستحکم است چون…

You
تو

Are the One I call Creator
تنها کسی هستی که من «خالق» می خوانمش

My Alpha and Omega
اول و آخر من

My Protector and my Maker
حافظ و آفریننده من

Because of You
بخاطر تو…

In weakness I am braver
در هنگام ضعف، شجاع ترم

My Defender and my Saviour
مدافع و ناجی من

My Giver and my Taker
دهنده و بازپس گیرنده من

I see what I see, because You shine
اگر من آنچه را می بینم، می بینم؛ به خاطر این است که تو می درخشی

I know what I know, because You show
اگر من آنچه را می دانم، می دانم؛ به خاطر این است که تو [به من] نشان می دهی

My love is strong because
عشق من مستحکم است چون…

Are the One I call Creator
تنها کسی هستی که من «خالق» می خوانمش

My Alpha and Omega
اول و آخر من

My Protector and my Maker
حافظ و آفریننده من

Because of You
بخاطر تو…

In weakness I am braver
در هنگام ضعف، شجاع ترم

My Defender and my Saviour
مدافع و ناجی من

My Giver and my Taker
دهنده و بازپس گیرنده من


Abiding in silence
همواره در سکوت

With patience and guidance
با صبر و هدایت

Aware when I need You, the light when I seek You
تو آگاهی، وقتی به تو نیاز دارم؛ و نوری، وقتی تو را می جویم

Justice, forgiveness
عدالت، بخشش…

The strength in my weakness
قوت من در هنگام ضعف…

And my love, and my love, is strong because
و عشق من، و عشق من، مستحکم است زیرا…


You
تو

Are the One I call Creator
تنها کسی هستی که من «خالق» می خوانمش

My Alpha and Omega
اول و آخر من

My Protector and my Maker
حافظ و آفریننده من

Because of You
بخاطر تو…

In weakness I am braver
در هنگام ضعف، شجاع ترم

My Defender and my Saviour
مدافع و ناجی من

My Giver and my Taker
دهنده و بازپس گیرنده من

Lover, Taker
عاشق، بازپس گیرنده

Guider, Saviour
هدایتگر، نجات دهنده

Endless, Greatest
بی انتها، بزرگترین

Timeless, Patient
بی زمان، صبور

Bringer of the life You gave us
آورنده ی این زندگی که تو به ما عطا کردی

Patron of the world You made us
حافظ جهانی که تو برای ما آفریدی

You are Grateful, my Receiver
تو شاکری (قدرشناسی)، بازپس گیرنده من

You are Watchful, the Perceiver
تو مراقب هستی، و هوشیاری

You are Mercy, my Forgiver
تو مهربانی، بخشنده من

You restore me, my Healer
تو مرا بازمی گردانی، شفادهنده من


Because You are, because You
چون «تو» هستی، و بخاطر تو




دوشنبه 28 فروردین 1396-05:29 ب.ظ
نظرات() 

تموم جاده مهتابه


تموم جاده مهتابه / تموم شهر بی‌خوابه

تو این دنیا رو پیچوندی / که هر ثانیه بی‌تابه 

من اینجا بی‌تو در گیرم / از این لبخند تو سیرم

شاید چشماتو می‌بندی / بدونی از تو دلگیرم

نگو بارون بی‌وقتی / نگو بی‌عشق خوشبختی

نگو وقتی که من هستم / دوچندان غم و سختی

تو فکرت مثل آتیشه / تب و دلتنگی‌ام میشه

تو و دل کندن بی‌وقت / شبیه کندن ریشه

تموم جاده مهتابه / تموم شهر بی‌خوابه

تو این دنیا رو پیچوندی / که هر ثانیه بی‌تابه




پنجشنبه 3 فروردین 1396-04:36 ب.ظ
نظرات() 

مرا رها کن

.....

رو سر بنه به بالین، تنها مرا رها کن /

ترک من خراب شب گرد مبتلا کن


ماییم و موج سودا، شب تا به روز تنها /

خواهی بیا ببخشا، خواهی برو جفا کن


از من گریز تا تو هم در بلا نیفتی /

بگزین ره سلامت ترک ره بلا کن




شنبه 27 آذر 1395-10:56 ب.ظ
نظرات() 







  • تعداد صفحات :4
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4